پیشنهاد عهد ما
خانه > مقالات > فرق و ادیان > انحراف های مسیحیت

انحراف های مسیحیت

انحراف های موجود در مسیحیت

انحراف های مسیحیت

انحراف های مسیحیت

از دیدگاه اسلام، خداوند پیامبرانى را فرستاده است تا انسان ها را به سوى سعادت و نیک فرجامى رهنمون شده و آنها را به راه راست هدایت کنند. حضرت عیسى(علیه السلام) نیز پیامبرى بود که همانند پیامبران پیش از خود مبعوث شده بود تا با تبلیغ پیام خدا، حجت الهى را به انجام رساند; از این رو در قرآن کریم در توصیف حضرت عیسى(ع) و نقش وى در ابلاغ دین، مى خوانیم: و به دنبال آنها (پیامبران پیشین) عیسى بن مریم را فرستادیم در حالى که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود، تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود)مائده: ۴۶). و حضرت عیسى(ع) نیز جز رسالت الهى ادعایى نداشت و در معرفى خود مى فرمود: من بنده ى خدایم. او به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است(مریم: ۳۰). حضرت عیسى(علیه السلام) در آغاز بعثت خود یارانى را برگزید تا به نشر دین الهى کمک کنند و به آنان فرمود: چه کسانى در راه خدا یاوران من هستند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خداییم(صف: ۱۴).
طبق نقل انجیل متى، تعداد این شاگردان دوازده نفر بود و «عیسى ایشان را به مأموریت فرستاد و چنین گفت: نزد غیریهودیان و سامریان نروید، بلکه فقط نزد قوم اسرائیل که گوسفندان گم شده ى خدا هستند بروید و به ایشان خبر دهید که خداوند ملکوت خود را برقرار مى سازد. در پى فرمان مذکور، حواریون با استعانت از خداوند نشر آموزه هاى عیسى (ع)را آغاز و آن حضرت را در تبلیغ دین یارى کردند و بعد از عروج وى نیز از مأموریتشان سر باز نزدند و در اورشلیم و شهرهاى اطراف به دعوت مردم به دین مسیح ادامه دادند و اولین کلیساى مسیحى، یعنى «کلیساى رسولان» را بر اساس آموخته هاى خود از حضرت عیسى(ع)، بنیان نهادند.

در آن زمان که شاگردان حضرت عیسى(ع) سرگرم سروسامان دادن به امور تازه مسیحیان بودند، شخصى به نام «شاؤول» که نام یونانى «پولس» داشت، سرگرم اذیت و آزار مسیحیان بود و تعقیب و شکنجه آنان را جزو وظایف دینى و اعتقادى خود مى شمرد; ولى ناگاه، با این ادعا که مکاشفه اى برایش رخ داده است، به مسیحیت گروید و تبلیغ این دین را سرلوحه کار خود قرار داد و، بدین ترتیب، بزرگ ترین تحول را در تاریخ مسیحیت به وجود آورد و آن را به دو برهه ى مسیحیت قدیم و مسیحیت جدید تقسیم کرد. این تحول به قدرى مهم و سرنوشت ساز بود که برخى از دانشمندان مسیحى، پولس را دومین مؤسس مسیحیت لقب دانسته اند. موفقیت پولس در تأسیس مسیحیت جدید زمانى کامل شد که وى، برخلاف ادعاى انجیل متى که مى گوید حضرت عیسى فقط براى هدایت یهودیان آمده بود،به میان اقوام غیر یهود رفت و آنان را به دین مسیحیت دعوت کرد و ادعا نمود که «خداوند به من فرمود: من تو را تعیین کردم تا براى اقوام غیر یهود، نور باشى و ایشان را از چهار گوشه ى دنیا به سوى من راهنمایى کنى. و براى این که به تعداد هواداران خود بیفزاید، به نسخ و تحریف آموزه هاى حضرت عیسى(ع)پرداخت.

ریشه انحرافات در مسیحیت

با مطالعه سرگذشت ادیان الهی، حقیقتی جبران ناپذیر توجه انسان را به خود جلب و ذهن انسان را به ریشه انحرافات کتب مقدس ادیان مختلف هدایت می کند و آن حقیقت این که پیامبران الهی که در طول تاریخ زندگی خود با اتکال به قدرت خدا و پشتیبانی های او در راه برپایی حکومتی توحیدی و یکپارچه زحمت کشیده اند و با هدایت ها و تعالیم حیات بخششان، باکمال محبت و دوستی، غمخوار و مددکار مردم بودند، همواره مورد اعتماد و توجه و احترام اقشار محروم و ستمدیده جامعه قرار می گرفته اند. اما ریاست طلبان و سود جویان که همواره در پی آن بودند که افکار مردم را به دنبال خود بکشانند، با دستبرد به آنچه محبوب مردم بود، یعنی متون مقدس و راهنمایی های انبیاء(ع)، در صدد جهت دهی افکار و اندیشه های جامعه مسیحی به سوی خود بودند که در این کار تا حدود زیادی موفق شده و با تحریف این متون مقدس توانسته اند روح حقیقی کلمات نورانی به جای مانده از انبیاء(ع) را، از دسترس مردم خارج و بر آنان ریاست باطل نمایند.

حکومت هواپرستان ریاست طلب

در دین مسیحیت نیز این دسته از افراد ریاست طلب و خودخواه وقتی جای خالی حضرت عیسی (ع)را دیدند، هر کدام با استفاده از سستی و ضعف همان مردم محروم و مستضعف، برای تصاحب این موقعیت و منصب رفیع و به دست آوردن کرسی ریاست بر مردم، پا به میدان گذاشته و با چهره های موجه و مقدس، یکی پس از دیگری با نامهای مختلف که بیانگر اتصال آنان به آسمان باشد، آن چه را به زیان خود دیدند، تحریف (تغییر داده)، آن چه را به سود خود یافتند، بر جای گذاشتند. صاحب دایره المعارف کتاب مقدس دراین باره می نویسد:« انجیل نویسان و یا مصححان کتاب مقدس هر وقت که ضرورتی ایجاب می کرد، بدون (هیچ) باک و حرجی به تفسیر و تنفیح آن اقدام می کردند». وآن چنان که همین افراد، حضرت مسیح را تجسم خدا در میان خود دانستند و منکر نزول کتابی به نام انجیل به آن حضرت شدند و “روح القدس” را که به معنای “روح خدا در بین خلق بود”، هادی و دستگیر و تأیید کننده کارهای خود معرفی کردند و از احساس حلول روح القدس در خود به عنوان حاملان پیام عیسی به خلق خبر دادند و همه ترشحات و افکار فکری خود را الهامی از جانب خدا خواندند و سخن هر که را با منافع و مقاصد خود سازگار دیدند، صاحب الهام از جانب خدا دانسته و بقیه را تکذیب کردند و برای رفعت مقام خود در بین خلق، خدا را “پدر” و عیسی را “پسر او” در بین مردم قرار دادند و برای جذب بیشتر افراد بشر، جامع مسیحیت را به خاطر لطف حضرت مسیح به آن ها، از جمیع گناهان و معاصی پاک داشتند و خلاصه برای ادامه حکومت خود، تعالیم تحریف شده دین مسیح را نجات بخش عالم گیر اعلام کردند و بشارت عیسی به دین اسلام را، از کتاب مقدس حذف کردند و بسیاری از عقاید و جملات غلط و خرافی ضد و نقیض دیگر را به نام حقیقت، علم کرده و به اسم کتب مقدس به آنها رسمیت بخشیدند و به تعبیر قرآن بدون هیچ علم و هدایت و کتاب روشنگری، در مورد خدا و حقایق دینی اظهار نظر کردند (سوره حج، آیه ۸) و کار را به جایی رساندند که مسیحیت به سه فرقه کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان تقسیم شد. به طوری که هر کدام از دیگری تبری و دوری جست و عقاید و برنامه ها و کلیسای مخصوص برای خود تعریف کرد.

نمونه هایی از تحریف ها در مسیحیت

۱- انحراف از توحید

اناجیل هم نوا (متى، مرقس، لوقا) سعى در بیان سیره و موعظه هاى حضرت عیسى(ع)داشته، تأکیدى بر الوهیت آن حضرت ندارند; به عنوان مثال، انجیل متى عیسى(ع) را موساى جدید معرفى مى کند که شریعت تازه اى آورده است; و اگر از او تعبیر به پسر خدا مى کنند به دلیل سنتى است که از یهودیت به ارث برده اند. از دیدگاه اناجیل هم نوا، لقب پسرخدا، به عیسى(علیه السلام)اختصاص ندارد و تمام مؤمنان، فرزندان خداوند هستند; چنان که در انجیل متى به نقل از عیسى (علیه السلام) مى گوید: خوشا به حال آنان که براى برقرارى صلح در میان مردم مى کوشند; زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهند شد و هم چنین نقل مى کند که آن حضرت به شاگردان خود تعلیم داد تا در دعاهاى خویش خدا را پدر آسمانى بخوانند. لکن پولس از این امر سوء استفاده کرده، براى عیسى(ع) مقام الوهیت قائل شد و آن حضرت را هم ذات خداوند شمرد. وى در نامه اى به مسیحیان روم مى نویسد: – عیسى- با زنده شدنش پس از مرگ، ثابت کرد که فرزند نیرومند خدا و داراى ذات مقدس الهى است. و در جاى دیگر اعلام کرد که مسیح چهره ى دیدنى خداى نادیدنى است. او فرزند خداست وبر تمام موجودات برترى دارد و در واقع تمام هستى به وسیله ى عیسى مسیح به وجود آمد. بنابراین، وى نه تنها توحید ذاتى بلکه توحید در خالقیت و توحید در ربوبیت را انکار کرد و تثلیثى را پایه گذارى کرد که در اوایل قرن چهارم در شوراى نیقیه به عنوان اعتقاد مسیحیان تصویب شد و اعلام کردند که: مسیح، پسر خدا، مولود از پدر، یگانه مولود که از ذات پدر است، خدا از خدا، نور از نور، خداى حقیقى از خداى حقیقى، که مولود است نه مخلوق از یک ذات یا پدر.. .. لعنت باد بر کسانى که مى گویند: زمانى بود که او وجود نداشت و یا این که پیش از آن که وجود یابد، نبود، یا آن که از نیستى به وجود آمد، و بر کسانى که اقرار مى کنند وى از ذات یا جنس دیگرى است، یا آن که پسر خدا خلق شده یا قابل تغییر و تبدیل است.

۲- تحریف مفهوم نبوت

تلقى تمام ادیان از مسأله ى «نبوت» این است که خداوند انسان هاى برگزیده اى را براى هدایت مردم مى فرستد و توسط آنان وحى را بر مردمان ابلاغ مى کند و حضرت عیسى نیز یکى از همین پیامبران الهى بود که براى هدایت مردم و ابلاغ وحى الهى آمده بود; لکن پولس با طرح نظریه ى «گناه جبلى» ادعا نمود که حضرت عیسى، برخلاف سایر پیامبران، موجودى قدیم، ازلى و داراى ذات الهى است که، این بار، خود براى هدایت انسان ها آمده و با «فداء» شدن عهد جدیدى را آغاز نموده است. در نامه اى به عبرانیان مى خوانیم: در زمان هاى گذشته، خدا به وسیله ى پیامبران، اراده و مشیت خود را به تدریج بر اجداد ما آشکار مى فرمود. او از راه هاى گوناگون، گاه در خواب و رؤیا، گاه حتى روبه رو با پیامبران سخن مى گفت; اما در این ایام آخر او توسط فرزندش با ما سخن گفت… فرزند خدا، منعکس کننده ى جلال خدا و مظهر دقیق وجود اوست; او با کلام نیرومند خود تمام عالم هستى را اداره مى کند; او به این جهان آمد تا جانش را فدا کند و ما را پاک ساخته، گذشته ى گناه آلود ما را محو نماید. بنابراین، مى توان نتیجه گرفت که پولس علاوه بر توحید که از ارکان دعوت حضرت عیسى(ع) بود، نبوت و مفهوم آن را نیز تحریف نمود و هدف از نبوت و تبلیغ دین را واژگونه نشان داد.

۳- نسخ شریعت

انجیل متى نقل مى کند که عیسى(ع) مى گفت: گمان مبرید که آمده ام تا تورات موسى و نوشته هاى سایر انبیا را منسوخ کنم، من آمده ام تا آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم… پس اگر کسى از کوچک ترین حکم آن سرپیچى کند و به دیگران نیز تعلیم دهد که چنین کنند، او در ملکوت آسمان از همه کوچک تر خواهد بود.. .. اما پولس که براى مقابله با پیروان راستین حضرت عیسى(ع) به هواداران بیشترى نیاز داشت، براى افزودن به تعداد آنها، ضمن دعوت غیریهودیان به آیین مسیحیت، آنان را از انجام تکالیف تورات معاف ساخته، دیگر مسیحیان را که معتقد بودند «تمام غیریهودیانى که مسیحى شده اند باید ختنه شوند و تمام آداب و رسوم یهود را نگاه دارند. »، وادار به قبول نسخ احکام تورات ساخت و، بدین ترتیب، «اباحى گرى» را جاى گزین دین حضرت عیسى نمود.

۴- اطاعت از حاکمان ظالم

از گزارش هاى اناجیل مى توان نتیجه گرفت که حضرت عیسى شخصیتى انقلابى و مبارز بود و براى اصلاح جامعه قیام کرده بود و به مردم مى گفت: گمان مبرید که آمده ام صلح و آرامش را در زمین برقرار سازم، من آمده ام تا شمشیر را برافرازم. و هم چنین شاگردان خویش را به دفاع مسلحانه در مقابل ظالمان دعوت مى کرد و مى گفت: کسى که شمشیر ندارد، جامه ى خود را بفروشد و آن را بخرد. آن حضرت نه تنها از حاکمان و پادشاهان جور اطاعت و با آنان همراهى نمى کرد، بلکه در تحقیر «هیرودیس»، پادشاه منطقه ى جلیل، وى را «روباه» مى نامید; اما پولس اطاعت از حاکمان جور را تبلیغ مى کرد و اطاعت از آنان را اطاعت از خداوند مى نامید; چنان که در نامه اى به مسیحیان روم، که حاکمانشان همگى بت پرست بودند و به آزار مسیحیان مى پرداختند و حتى پطرس، بزرگ حواریون نیز به دست همین قیصرهاى بت پرست به قتل رسید، مى نویسد: مطیع دولت و قوانین آن باشید; زیرا آن را خدا برقرار کرده است. در تمام نقاط جهان، همه ى دولت ها را خدا بر سر قدرت آورده است; پس هر که از قوانین کشور سرپیچى کند، در واقع از فرمان خدا سرپیچى کرده است و البته مجازات خواهد شد.

پی نوشتها:

۱- تاریخ جامع ادیان، جان بى ناس، ترجمه على اصغر حکمت، ص ۶۱۳
۲- کلام مسیحى، توماس میشل، ترجمه حسین توفیقى، ص ۵۴، ص ۴۵
۳- تاریخ کلیساى قدیم درامپراطورى روم و ایران، و. م. میلر، ترجمه على نخستین، ص ۲۴۴
۴- دایره المعارف کتاب مقدس، ج ۴ ،ص ۴۹۸

منبع: محاکمه

همه ی مقالات عهد ما

همه ی مقالات درباره “فرق و ادیان” در عهد ما

انحراف های موجود در مسیحیت از ديدگاه اسلام، خداوند پيامبرانى را فرستاده است تا انسان ها را به سوى سعادت و نيک فرجامى رهنمون شده و آنها را به راه راست هدايت کنند. حضرت عيسى(عليه السلام) نيز پيامبرى بود که همانند پيامبران پيش از خود مبعوث شده بود تا با تبليغ پيام خدا، حجت الهى را به انجام رساند; از اين رو در قرآن کريم در توصيف حضرت عيسى(ع) و نقش وى در ابلاغ دين، مى خوانيم: و به دنبال آنها (پيامبران پيشين) عيسى بن مريم را فرستاديم در حالى که کتاب تورات…

بازبینی کلی

خلاصه: انحراف های مسیحیت

امتیاز کاربر: 4.5 ( 1 امتیازات)
0

یک نظر

  1. avatar

    سلام خسته نباشید
    ممنون از مقاله عالى و پر بارتون فقط اگه میشه پیدیف مقالاتتون رو براى دانلود بزارید,خیلى ممنون .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*